قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3006

تاريخ الفي ( فارسى )

اگر ما نيز از وى امان خواسته بعضى جاىها را كه او مىطلبد به او بدهيم ، آخر الأمر ، با ما نيز همچنان عذر خواهد كرد . بنابراين ، اگر ما به مردى كشته شويم بهتر خواهد بود . القصّه ، چون امير اتابك ديد كه ايشان به اختيار چيزى به او نمىدهند ، بار ديگر شروع در جنگ كرد . در اين اثنا ، جمال الدّين محمّد بيمار شد و وفات يافت . « 1 » چون خبر فوت جمال الدّين به گوش امير اتابك رسيد طمعش در دمشق و ساير بلاد او زياده شد و جدّ و جهد در باب گرفتن آن بسيار نمود . و گمانش آن بود كه بعد از فوت جمال الدّين محمّد ميانهء امرا نزاع و خصومت واقع خواهد شد و جمعى از ايشان را با خود متفق ساخت ، كه كارى از پيش تواند برد . اتفاقا چون شاميان به‌واسطهء آن بىقولى كه نسبت به اهالى بعلبك از وى در ظهور آمده بود مطلقا به او اعتماد نمىكردند و بعد از فوت جمال الدّين محمّد بىتوقّف پسرش ، مجير الدّين ارتق « 2 » را به جاى پدر بر سرير حكومت نشانده همچنان تدبير امر ملكى و مالى را بر كف كفايت معين الدّين اتز « 3 » دادند . ( معين الدّين اتز آن‌چنان امرا و اعيان شهر و سپاه را غم‌خوارى نموده كه انتظام امور ايشان به فوت جمال الدّين محمّد مطلقا خلل‌پذير نگشت و هيچ اثرى از ضعف كه لازمهء فوت حاكم تواند بود ، در ميانهء ايشان ظاهر نشد ) . « 4 » و امير اتابك زنگى چون از آنچه گمان كرده بود ، هيچ اثرى نيافت حميت ملوكانه او را بر اين داشت كه در باب گرفتن دمشق مهما أمكن سعى نموده تا آن را به حوزهء تصرّف خود درنياورد ، از آنجا برنخيزد . و چون دمشقيان بر ثبات عزيمت او اطّلاع يافتند ، كس نزد فرنگان فرستاده از ايشان در دفع شرّ امير اتابك امداد خواستند ؛ « 5 » چه فرنگان مىدانستند كه اگر امير اتابك شام را بگيرد ايشان را در آن بلاد بودن مشكل خواهد بود . بنابراين ، فرنگان در مقام استعداد جنگ شده از اطراف و جوانب سپاه جمع نموده عازم شام شدند . و چون امير اتابك بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، ترك محاصرهء دمشق نموده ، اوّلا ، دفع فرنگ را وجههء همّت ذى نهمت خود گردانيده عنان عزيمت به جانب ايشان منعطف داشت « 6 » كه پيش از آنكه ايشان به دمشقيان پيوندند ، جمعيت ايشان را پريشان كرده متوجّه حرب دمشقيان شود . و چون [ 68 الف ] فرنگان شنيدند كه امير اتابك متوجّه جنگ ايشان است ، پاره‌اى در ولايت خود

--> ( 1 ) . در تاريخ هشتم شعبان . ( 2 ) . م : اربق ؛ چ : ارتق . الكامل : أبق . ( 3 ) . چ : معين الدين اونره ؛ ق : معين الدين ابره : الكامل : انز . ( 4 ) . مطلب بين ( ) از اضافات « ق » است . م : ( و او چنان نظم امورات داد كه مطلقا فتورى در فوت جمال الدّين به امورات راه نيافت ) . ( 5 ) . و وعده بخشش سرزمين‌هايى را نيز به آنها دادند . از جمله گفتند اگر شهر بانياس را محاصره كند ، مانع تصرّف آن شهر توسط او نخواهند شد . - الكامل ، ج 11 ، ص 74 . ( 6 ) . و در پنجم رمضان به طرف شهر حوران حركت كرد . - منبع پيشين .